حضور خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری آتی و پیروزی وی در بعد تاثیر مستقیم دارد . حوزه سیاست خارجی با محوریت مسایلی چون پرونده هسته ای ایران ، مسایل خاور میانه ( عراق ، فلسطین و اسراییل و ... ) و پیگیری مجدد طرح گفتگوی تمدنها در عرصه بین المللی می تواند شرایط ایران را از موقعیت متزلزل و بی ثبات کنونی به یک موقعیت عزتمندانه ارتقا دهد . در این حوزه شخصیت فردی خاتمی بعنوان شخصیتی بین المللی و حامی صلح و گفتگو می تواند منحصربه فرد باشد . در حوزه مسایل اقتصادی در شرایط کنونی در موقعیت نامناسبی قرار گرفته ایم . تورم لجام گسیخته و بی نظمی های سیستمی در بازار سرمایه و اقتصاد ایران چشمگیر است . سیاستهای رفاهی و گسترش تامین اجتماعی تا حدودی می تواند بخشی ازمشکلات طبقات فرودست اجتماعی را مرتفع نماید تجربه تاسیس وزارت رفاه و تامین اجتماعی و تصویب نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی در دوران ریاست جمهوری وی نشان از جهت گیری های رفاهی و تسلط گفتمان اقتصادی اجتماعی چپ میانه در دوران دوم ریاست جمهوری وی داشته است که امتداد آن برنامه و تدوین برنامه هایی اجتماعی و عدالت خواهانه از آن دست می تواند در جمع آوری هرچه بیشتر آرای طبقه متوسط پایین وطبقات فرودست اجتماعی به وی یاری رساند . اگر چه این حوزه با توجه به بی انضباطی های مدیریتی و اقتصادی که در این سال در آن به وقوع پیوسته است می تواند نفس گیر ترین حوزه برای ورودهر کاندیدای احتمالی و رئیس جمهوری بعدی باشد .. حوزه سوم به مسائل مربوط به دموکراسی و حقوق بشر در ایران باز می گردد که در امتداد شعارهای اولیه خاتمی مبنی بر توسعه سیاسی است . این حوزه با توجه به تجارب ارزنده ای که در سال دوران اصلاحات با آن مواجه بودیم ، می تواند فرایندی تدریجی تر و گام به گام تر و در عین حال برنامه ریزی شده ای را بپیماید . ضعف جامعه مدنی و نهادهای ضروری آن در ایران نیاز به وجود دولتی توسعه گرا و دموکرات دارد . آن دسته از فعالان سیاسی و اجتماعی که خواهان بسط و گسترش دموکراسی و حقوق بشر نیز هستند می بایست مجددانه در روی کارامدن چنین دولتی تلاش نمایند چراکه در بدترین حالات چنین دولتی فضای تنفس به فعالان سیاسی و حقوق بشری خواهد داد که در ذیل آن با دغدغه کمتری به پیگیری و نهادین کردن این مفاهیم در بستر اجتماع همت گمارند . از این رو بنظر می رسد که با رویکردهای جدید هم دولت اصلاح طلب و هم این قبیل فعالان فرصتی دوباره برای اجتماعی و توده ای کردن دموکراسی و حقوق بشری می یابند .چراکه در این راستا از حمایتهای حداقلی سیاسی و حقوقی از یک سو و پاره ای از حمایتهای مالی دولتی می توانند بهره مند شوند . با این اوصاف سخنان اخیر سید محمد خاتمی در دیدار با دست اندر کاران خبرگزاری ایلنا را می توان علامتی از حضور خاتمی و سبک سنگین کردن شرایط حساس کنونی کشور از سوی وی دانست . امروز تمام نیروهای اصلاح طلب ، دموکرات و وفادار به قانون اساسی جمهوری اسلامی با درک ضرورت اجماع بر یک کاندیدای اطلاح طلب ، غالباً خاتمی را بهترین چهره برای این عصر دریافته اند . ادبیات دینی و در عین حال نواندیشانه و روشنفکرانه خاتمی از یک سو متجددین و از سوی دیگر لایه هایی از اقشار سنتی جامعه ما را تحت تاثیر قرار می دهد . از نظر بین المللی نیز وی چهره ای جهانی و شناخته شده است . همچنین نهاد نظارتی چون شورای نگهبان نیز امکان و فرصت درنگ یا رد صلاحیت احتمالی وی را نمی تواند در دستور کار قرار دهد ، از این رو می توان گفت که خاتمی بیشترین امکان برای ایجاد یک اجماع میان نخبگان و مردم را دارد . ادبیات روشنفکرانه و حمایت وی از دموکراسی ، تساهل و مدارای سیاسی ، گفتگوی بین مذاهب و تمدن ها و ... برای وی پایگاه ویژه ای درمیان جمع نخبگان ، روشنفکران ، دانشگاهیان و اقلیت های مذهبی ، قومی و ... ایجاد کرده است . با تمام احترامی که برای سایر کاندیداهای احتمالی اصلاح طلب قائل هستم باید بگویم که در حال حاضر هیچ شخصیتی در میان اصلاح طلبان واجد چنین شرایط فراگیری نیست . روشنفکران و جامعه دانشگاهی ایران نیز به ادبیات و شخصیتی کمتر از خاتمی تن نخواهند داد . شخصیت فردی و توان تئوریک و مدیریتی جمع هواداران و حامیان خاتمی نیز به مراتب افزون تر از سایر کاندیداهای احتمالی است . همچنین باید به پیش شرطی که خاتمی درباره آنها سخن گفت نیز توجه نمود . این توجه در وهله اول باید از سوی خود ایشان صورت پذیرد . خاتمی باید بیاید و با برنامه هم بیاید . وی باید به صداقت همیشگی خود اندکی چاشنی صراحت و شفافیت را نیز اضافه نماید . برنامه های عمل خویش را در حوزه های مختلف و علی الخصوص سه حوزه سیاست خارجی ، اقتصادی و توسعه سیاسی برای مردم تبیین و تشریح نماید و با توجه به ساختار حقیقی قدرت در ایران این برنامه ها را اعلام نماید و به هر آنچه می تواند ، وعده داده و بر سر آنها پافشاری نماید ، حتی اگر این برنامه علی الخصوص در حوزه توسعه سیاسی حداقلی تر از تصور فعالان سیاسی و اجتماعی باشد . لکن پافشاری بر همان برنامه و پاپس نکشیدن از آنها می تواند نوید بخش فصل نوینی از اصلاحات دموکراتیک در ایران باشد . یکی از انتقادات جدی که در دوران ساله اصلاحات بر عملکرد خاتمی وارد می باشد ، عدم پافشاری بر برخی برنامه ها و مواضع اصولی تحول خواهانه وی بود ، این امر موجب خدشه و سلب اعتماد مردم و بدنه اجتماعی اصلاحات از آنان میگردد . پس نکته اصلی ، اول آمدن و با برنامه آمدن و پافشاری بر همان برنامه های اعلام شده خواهد بود . تنها با این رویکرد است که می توان مردم را امید وار نمود و امید اجتماعی را در آنان باز تولید کرده و از این سرمایه اجتماعی در جهت پیشبرد اصلاحات دموکراتیک یاری جست . از این رو تفاهم با ملت بر سر خواسته هایشان ">تنها با در پیش گرفتن چنین رویکردی امکان پذیر است . از سوی دیگر اعلام برنامه ها و یا آنچه خاتمی به عنوان " تبیین اصول اصلاح طلبی " قلمداد نموده است ، می تواند سطح توقعات افراد ، گروهها و مردم را از وی مشخص نموده تا هرکس که در شرایط فعلی یارای همراهی با وی را دارد ، تکلیف خود را مشخص نموده تا در میانه راه کسی ادعای بیشتر یا کمتری نداشته باشد تا بتوان از او تنها در جهت شعارها و برنامه های مطرح شده ، پاسخگویی خواست . در هر حال در شرایط کنونی می بایست توقعات مان را در ظرف واقعیت های واقعاً موجود سیاسی ایران امروز پیگیری نماییم . در مورد پیش شرط دوم خاتمی که عبارت است از امکان عملی کردن برنامه های رئیس جمهور با سازو کارهای موجود نیز باید گفت که خاتمی تجربه حضور در بالاترین رکن اجرایی و در چارچوب ساختار حقوقی موجود را داشته است . بنابراین شاید بیش از هر شخص دیگری از اصلاح طلبان بر اختیارات و محدودیتهای آن واقف باشد . اگر چه این پیش شرط در دل خود و چنانکه خود خاتمی نیز به آن اشاره نمود - و در مرحله پیش از رسیدن به مقام ریاست جمهوری ، دغدغه برگزاری یک انتخابات آزاد ، شفاف و سالم را نیز در بر دارد ، لکن شخصیت منحصر به فرد خاتمی و ویژگی های فردی وی در کنار خواست و تمایل شدید مردم بر تحول در ساختار مدیریت اجرایی کشور ، رقابت ریاست جمهوری آتی را از یک رقابت فشرده و نزدیک با کاندیدای اصولگرایان خارج نموده و همین امر دغدغه سلامت انتخابات را تا حدودی مرتفع می نماید . همچنین وی تجربه لازم را جهت تعامل و احیاناً تقابل با ناملایمات حقوقی و حقیقی قدرت در ایران امروز را دارد . قطعاً جریان مقابل اصلاحات از آمدن خاتمی استقبال نخواهد کرد . از این رو وی می بایست بدون تعارف و رودربایستی نهادهای اصلی قدرت و هسته سخت آنرا در جریان برنامه ها و راهبردهای خود قرار دهد . از سوی دیگر باید بر این تحلیل صحه گذارد که در میان کاندیداهای احتمالی ، ریاست جمهوری خاتمی برای هر دو طرف ( اصلاح طلبان و نهادهای اصلی قدرت و هسته سخت آن ) باید مطلوب تر بنظر آید . چرا که وی از سویی تمایلات اصلاح طلبانه و برنامه های تدریجی و گام به گام تحول خواهانه را پیگیری می نماید و از سوی دیگر بخاطر روحیات مدارا جویانه و تعامل گر و پیش بینی پذیری که دارد ، طرف مقابل را به کمتر تحریک نموده و از میزان مقاومت در مقابل برنامه های اصلاحی می کاهد . در واقع ریاست جمهوری خاتمی یک بازی برد – برد را برای طرفین رقم می زند . در حالی که کسب مجدد این موقعیت برای احمدی نژاد یک بازی باخت – برد به ضرر اصلاح طلبان و تحول خواهان بوده ، ریاست جمهوری عبدالله نوری یک بازی برد – باخت به نفع طرف اصلاح طلب خواهد بود و در مورد گزینه کروبی نیز به علت اینکه قشر وسیعی از احزاب دموکرات و اصلاح طلب و بدنه اجتماعی آنان را قانع نمی سازد یک بازی باخت – باخت را رقم خواهد زد ، چراکه از سوی دیگر مهدی کروبی نشان داده است که در مواقع حساس و بحرانی شخصیت پیش بینی ناپذیری دارد . نمونه ای چون نامه اعتراض آمیز وی در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 ، خود به روشنی شاهد این مدعاست .
در همین رابطه: چرا رئیس جمهور بعدی باید یک اصولگرا باشد؟
