|
بهارهای شگفتی در راهند فردا گلی می شکفد که بادها را پرپر خواهد کرد
|
دانشگاه به عنوان یکی از اولین و موثرترین نشانه های شبه مدرنیسم آمرانة پهلوی، با تاسیس دانشگاه تهران پا به عرصة حیات اجتماعی ایرانیان نهاد. مدارس نوینی که در آن علوم و فنون جدید در مقابل دروس و علوم قدیمی حوزه های علمیه تدریس می شد و قرار بود روند نوسازی و مدرن شدن جامعة سنتی ایران را ساماندهی کند.
اما این مولود جدید که قرار بود ساماندهی اجتماعی وفنی و اقتصادی و .... را در ایران رقم بزند وبرنامه ریزی کند،از آنجا که از ابتدا در تقابل با مدارس و علوم سنتی قرار گرفت و نه در روند تکامل تاریخی خود و هم چنین از آنجا که بهروشی آمرانه و از بالا و عمدتاً تقلیدی بنا نهاده شد، توفیقات لازم را نیافت. از سوی دیگر به جای آنکه تحول برخاسته از این نهاد جدید علاوه بر ساحت های فنی و علوم طبیعی به گونه ای موثر ساحت هایی چون سیاست، علوم اجتماعی و ...-حوزة علوم انسانی- رامتحول سازد؛از بیم ورود لوازم تبعی آن هم چون تفکیک قوا، دموکراسی، حقوق شهروندی، حاکمیت قانون، ... مهجور ماندند. شاهد مثال آن که آن چنان که راه آهن، ارتش مدرن، پل سازی(برای نمونه پل ورسک) و اموری از این دست بها داده می شد به پارلمان، انتخابات آزاد، قدرت مشروطة حاکمان عینیتی داده نمی شد.چنان که زمانی که بنابود دانشجویانی را جهت اعزام به فرانسه آماده کنند، همه را در کاخ سعدآباد نزد رضا شاه بردند و او خطاب به دانشجویان اعزامی گفت: « شمارابه مملکتی اعزام می کنیم که حکومت آن ها جمهوری و نظام آن ها بانظام ما متفاوت است، شما نباید نظام سیاسی آن ها را برای ما بیاورید بلکه صنعت و آداب آنها را یاد بگیرید»[1] این رویکرد در دوران پهلوی دوم نیز ادامه داشت چنان که به روایت دکتر حمید عنایت – استاد برجستةة علوم سیاسی دانشگاه تهران-:«پس از گذراندن دورة لیسانس چون که شاگرد اوّل دانشکده شده بودم؛ قرار بود طبق قانون با هزینة دولت به خارج بروم، ولی دولت گفت شاگردان اوّل همة رشته ها بروند، جز رشته های سیاسی و ادبی»[2]!!
با تمامی این اوصاف دانشگاه در تمامی دوران حکومت پهلوی در تقابلی آشکار با سیاست های آمرانه و آزادی ستیز قرار گرفت. چه در دوران ملی شدن صنعت نفت و حمایت از سیاست های استقلال طلبانة مصدق ،چه بعد از کودتای 32 و چه در به ثمر نشاندن انقلاب اسلامی 57؛ دانشگاهیان همواره از پرچمداران تحولات و پیشتاز بودند.
اگر رویکرد حکمرانان در پیش از انقلاب اسلامی 57، رویکردی غرب گرایانه با مایه هایی از ناسیونالیسم رمانتیک و غیرمدنی بود، در پس پیروزی انقلاب اسلامی و در حاشیة رویداد انقلاب فرهنگی، گرایش هایی در پی نفی تام و تمام دستاوردهای دنیای غرب؛ زدودن هرچه آن بوی «ایسم» می داد و سرلوحة تلاشش محصول تجارب تاریخی می بود، وجود داشتند.
نقل آن چه در سطور بالا گذشت مقدمه ای بود بر دفاعیه ام از آزادی و استقلال آکادمیک. چرا که معتقدم به فراموشی سپردن خاستگاه روشنفکری بودن دانشگاه، یکی از عمده دلایل افراط ها و تفریط های صورت گرفته، علی الخصوص درحوزة علوم انسانی در دانشگاه هاست.
دانشگاه به مثابة نهاد روشنفکری
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت: «به نظر ميرسد عدهاي در تلاشند كه با انحلال انجمنهاي اسلامي دانشجويان و جايگزيني مجموعه جديدي با عنوان انجمنهاي اسلامي مستقل، پروژه حذف انجمنهاي اسلامي را در پيش بگيرند.»
حسين نقاشي در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين مطلب اظهار داشت: «ادغام دو مجموعه عقيدتي سياسي زماني امكانپذير است كه اولا آن دو مجموعه داراي مشتركات تئوريك و عملي باشد و اين در حالي است كه انجمنهاي مستقل از بدو تاسيس رويكردي سياسي و مشي محافظهكارانه منتصب به جريان حاكم فعلي در دولت و مجلس را داشتهاند.»
وي افزود: «انجمنهاي اسلامي داشجويان از لحاظ مباني معرفتي و تئوريك پارادايم روشنفكري ديني را برگزيده بودند و در عين حال كه دينباورند، عدالتطلبي و دموكراسيخواهي را نيز دنبال ميكنند، از اين منظر نيز رويكرد مستقلها متفاوت است.»
اين فعال دانشجويي بيان كرد: «سخن از ادغام به منزله نابودي انجمنهاي اسلامي دانشجويان خواهد بود و در نتيجه جايگزين نمودن انجمنهاي اسلامي مستقل را در پي خواهد داشت.»
نقاشي با تاكيد بر پيشينه و تاريخچه انجمن اسلامي دانشجويان، تصريح كرد: «سابقه انجمن اسلامي دانشجويان و برونداد آن عدهاي را وسوسه كرده است تا با سوء استفاده از عنوان انجمن اسلامي دانشجويان هويت نداشته خود را از پي نام پرآوازه انجمن اسلامي دانشجويان بجويند.»
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت: «تشكيلات انجمن اسلامي نهادي مدني و برآمده از بطن دانشجويان با پيشينه طولاني تاريخي است. مبادا اعمال سليقههاي جناحي و به بهانه اشتباهات عدهاي در داخل تشكيلات انجمن اسلامي دانشجويان اين شجره طيبه را به دست نااهلان بدهد.»
وي افزود: «انجمنهاي اسلامي توانايي بازيابي خويش را دارند و نيازي به دخالت مسوولان و به كرسي نشاندن عدهاي كه حتي از ذكر عنوان مستقل خود پرهيز دارند، ندارد.»
نقاشي بيان كرد: «انجمنهاي اسلامي چه از نظر سابقه تاريخي و چه از لحاظ تشكيلاتي هنوز هم متشكلترين و پرمخاطبترين تشكلهاي دانشجويياند كه نمونه بارز آن انجمن اسلامي دانشگاه تهران با قريب هفت دهه فعاليت مستمر است. اين امر قابل تامل نيست كه تشكلي با كمتر از يك دهه سابقه جايگزين مجموعه اصيل انجمن اسلامي دانشجويان گردد.»
بازداشت غیرقانونی عابد توانچه و یاشار قاجار که مغایرت صریح با اصول حقوق بشری محاکمه ی عادلانه دارد جداَ مایه ی تاسف برای قوه ی قضاییه ی جمهوری اسلامی می باشد.حق داشتن وکیل و محاکمه ی علنی و هم چنین تسریع در روند محاکمه و تفهیم اتهام متهم در حداقل زمان ممکن از اصول مبرهن قانون اساسی و حقوق بشر می باشد.
این جانب با اذعان بر اختلاف فکری با این عزیزان اعلام می دارم که دفاع از حقوق شهروندی و بشری این دوستان بر تمامی هواداران و حاملان دموکراسی خواهی امری بدیهی می نماید.
به امید آزادی هر چه سریع تر این دوستان
مسئول روابط عمومی و سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران