+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 11:12 توسط
|
به عدد اصلاح طلبان راه برای اصلاح طلبی باشد، آن وقت برای اصلاح طلبی به عدد اصلاح طلبان تعریف وجود دارد.پس بد که نیست هیچ، خوب هم هست که ابتدا مرادم از اصلاح طلبی را روشن سازم .
اصلاح طلبی، اعتدال گرایی و احساسات مداری
از ان جا که در مقام یک کنشگر سیاسی نیستم سر آن ندارم که با دادن یک تعریف حداکثری و بی مسما از اصلاح طلبی تا می توانم آن هایی را که در میانة این دوگانة غالب ایران امروز، در برزخ اصولگرایی و اصلاح طلبی ایستاده اند، به سمت اصلاح طلبی جذب کنم و دقیقاً در نقطة مقابل می خواهم یک تعریف منقح و پیراسته از اصلاح طلبی بدهم.
1.احساسات مداری: احساسات مداری را می توان الگوی رفتاری مجلس هفتم و به گونه ای شدیدتر دولت نهم دانست، که اکثر تصمیمات این دو نه بر مبنای یک چشم انداز و فرآیند از پیش طراحی شده که از سر احساس گرایی، مردمداری، فرونشاندن فوری عذاب وجدان شخصی و تهییج توده های مردم گرفته می شود.
2. اعتدال گرایی: اعتدال گرایی جریانی است که پس از روی کار آمدن دولت نهم از موضعی بسیار قوی تری سخن می گوید. دلیل آن هم واضح و مشخص است: الگوی رفتاری اعتدال گرایی آلترناتیو احساسات مداری است.فصل ممیز اعتدال گراها اعتقاد به خط مشی گذاری عقلایی در امور کشور است. البته این بدان معنا نیست که جریان اصلاح طلب چنین اعتقادی ندارد، بلکه منظور این است که در جریان اعتدال گرا خط مشی گذاری عقلایی، غایت القصوای مقصود می باشد.
3. اصلاح طلبی: اما جریانی را می توان اصلاح طلب خواند که مشکل نظام ادارة کشور را فراتر از مهره ها، شاخص ها و خط مشی گذاری ها می داند.اصلاح طلبان, در مرحلة سلبی معتقدند که شکل فعلی نظام ناکارآمد است ودر بعد ایجابی برای اصلاح برخی ساز و کارها و نهادها طرح دارند.
بر سر آن نیستم که روش های غیر اصلاح طلبی را یکسره خبط و خطا بدانم، چه بسا عده ای معتقد به این امر باشند که وجود مهره های کارآمد و مدیران مقتدر نظام کارآیی مطلوبی دارد.اما اعتدال گراها در برابر این پرسش جدی اصلاح طلبان قرار دارند که اگر روزی خاتمی و هاشمی برای تضمین سلامت انتخابات حضور نداشته باشند؛ سلامت انتخابات به صورت ساختاری و از طریق سلامت نهادهای ناظر بر انتخابات تضمین خواهد شد؟
جبهة اصلاحات، ختم آن و جبهة اعتدال
با تعاریفی که گفته شد، نام اصلاح طلب را تنها می توان بر آن دسته از اصلاح طلبانی اطلاق کرد که خود را پیشرو می دانند. چرا که بخش عظیمی از آنان که در جبهة اصلاحات عضویت دارند چه در طول هشت سال ریاست جمهوری خاتمی و چه در گفتمان فعلیشان نشانه ای از تغییر بنیادین دیده نمی شود. اما اصلاح طلبان(به معنای کلمه) امروز بر آن شده اند تا با آن دسته از نیروهای این جبهه که طرحی و برنامه ای بیشتر از خط مشی
گذاری عقلایی در چنته ندارند، ائتلاف کنند، و طبیعی است که در این ائتلاف چیزی بیش از اشتراکات این دو جریان در کنار هم قرار نگیرد، یعنی امروزآقایان اصلاح طلب به این نتیجه رسیده اند که بیشتر از اعتدال گرایی چیزی نخواهند.این احتمال دور از ذهن نیست که اصلاح طلبان پیشرو، عطای اصلاح طلبی را به لقای آن بخشیده، از گنج هایی که شورای نگهبان بر سر آن نشسته دست بشویند و دل به این خوش دارند که اگر روزی دوباره بر قامت دوستان موتلفشان ردای ریاست جمهوری دوخته شد، بر صندلی مدیریت ها و معاونت ها و در خوشبینانه ترین حالت بر صدر وزارتخانه ها بنشینند. این ها را می توان از همین لیست های گمانه زنی شده فهمید، این را می توان از مصاحبه های پرشمار طیف خط امامی جبهة اصلاحات فهمید، اصلاً این را می شود از تن دادن به ائتلاف با اعتدال گراها فهمید.
اعتدال یا اصلاح؟
امروزه که دست شستن از گفتمان اصلاح طلبی و رفرمیسم، چندان عجیب نیست، انجمن اسلامی دانشگاه تهران هم باید دقیقاً موضعش را مشخص کند که در پی تغییر و تحول بنیادین در وضع موجود است یا آنچه را هست به غیر از مهره هایش مطلوب می شمارد. بازنگری دوباره در جایگاه و مواضع انجمن تهران در مناسبات سیاسی ایران امروز، ضرورتی است که در تعیین راهی که انجمن اسلامی بناست در آینده از آن بگذرد بسیار موثر و تعیین کننده خواهد بود.
این مجلس اصلاح طلب نیست....
مجلسی که می آید(مجلس هشتم) اصلاح طلب نخواهد بود ولو این که اکثریت آن در اختیار ائتلافی قرار بگیرد که خود را اصلاح طلب می داند. مجلس آینده در عین این که فوق العاده عملگرا خواهد بود، دستور کاری مهمتر از خط مشی گذاری عقلایی نخواهد داشت.با یادآوری این نکته و تاکید بر این که به این دلیل که انجمن اسلامی در موضع سیاست ورزی حرفه ای قرار ندارد و همواره باید از قلة آرمان هایش سخن بگوید، اگر قرار باشد که ما بین دو راه اصلاح و اعتدال، مشی اصلاح را در پیش داشته باشیم، هیچ دلیلی وجود ندارد که از لیست ائتلاف اصلاح طلبان در جلس هشتم حمایت کنیم. چرا که بنا نیست آن ها دغدغه های ما را پی بگیرند و اگر روزی هم اشتباهی از آن ها سر بزند، قطعاً ما هم که روزی برای رسیدن آن ها به این جایگاه حامیشان بودیم باید هزینه بدهیم.
این کاملاً صحیح است که دنیای سیاست، دنیای انتخاب میان بد و بدتر است، و مسلماً شخصیت های حقیقی فعال در انجمن بین اعتدالیون و احساساتیون، نام اعتدالی ها را بر برگة رایشان ثبت می کنند، اما بهتر است انجمن اسلامی، اگر اصلاح طلب است، بی دلیل آرمان گراییش را قربانی هوس های دلتنگان قدرت نکند.
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 14:20 توسط محمّد منصوری بروجنی
|