تبليغاتX
http://midinternet.com/wp-content/uploads/2008/04/2.swf قاصدک
بهارهای شگفتی در راهند فردا گلی می شکفد که بادها را پرپر خواهد کرد

تفاوت بنیادین بحث ها و نظرهایی که در یک محیط علمی مطرح می شود با حرف ها و گفتگوهای روزمره ی جامعه، در حذر بودن اهالی علم از امواج تبلیغات و عوام زدگی است. امروز که انرژی هسته ای بحث داغ ایرانیان و کیهانیان است باید با روشن بینی از خاطر نبریم که انرژی هسته ای شاه کلید حل مشکلات ما نیست. مشکلِ اقتصاد ما ساختارها و بنیادهاست نه مشکل منبع درآمد.دستاوردهای فنی به هیچ وجه دروازه ی رنسانس علمی به شما نمی روند.رنسانس باید در علوم انسانی رخ بدهد تا علوم فنی ما دچار تحول شوند.در شرایطی که حتی اساتید مدعی روشنفکری دینی از دانشگاه ها به نام بازنشستگی حذف می شوند و محلی از اعراب برای اساتید سکولار و لاییک دانشگاه ها وجود ندارد، چه جای اندیشیدن به رنسانس؟  دانشجو باید به خاطر بسپارد که به واسطه سن و صنفی که دارد نباید نجاتگر پدیده ها و توجیه ساز وقایع باشد؛ بلکه باید با نقدهای جدی خود به وظیفه ی ناهی از منکر و آمر به معروف بودن عمل کند.

امّا حکایت اصلی، حکایت انرژی هسته ای است.مطمئن باشید که هیچ کس نمی گوید دستیابی به فناوری هسته ای حق ما نیست.تا کنون هیچ کشوری حتی آمریکا هم به ما نگفته است فعالیت های مربوط به فناوری هسته ای نداشته باشیم.امروز آن چه دنیا را نگران ایران کرده است بمب اتم است.

آیا ما به بمب اتم نیاز داریم؟

بهتر است ابتدا صلحِ آخرمان را بکنیم!نه! ما به بمب اتم نیاز نداریم.امّا جنگ اوّل:

عده ای معتقدند بنا به نص و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه، ما باید به بمب اتم دست پیدا کنیم.عده ای دیگر هم معتقدند داشتن بمب اتم یک امتیاز و پوئن مثبت در مذاکرات است.اما حقیقت آن است که برداشت های پوسته ای و قشری از قرآن، آسیب جدی به حرکت و تکامل ما وارد می آورد. ما هم معتقدیم و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه؛ ولی شکل اعمال این دستور امروزه متفاوت است! به نظر من کشوری که بهترین عمل به این آیه را داشته است «ژاپن» می باشد.ژاپن با وجود این که بعد از جنگ جهانی دوم،به عنوان یک کشور متجاوز از داشتن ارتشی که قدرت عمل خارجی داشته باشد ممنوع شد (و هنوز هم ممنوع است) به هیچ وجه با خطر تهاجم خارجی روبرو نیست! آن هم به دلیل قدرت اقتصادی ژاپن است که موجب شده تهدید امنیت ژاپن، تهدید امنیت ملی یکایک کشورهای دارای رابطه ی اقتصادی با ژاپن که کم هم نیستند، به حساب بیاید.

اما این که بمب اتم پوئن مثبت ما در چانه زنی  ها و مذاکرات است:از سر نوشت کره ی شمالی درس بگیریم.کره ی شمالی هم به بمب اتم دست یافت، اما بهای این دستیابی سلب اعتماد از این کشور در جامعه ی جهانی بود.کره ی شمالی بمب اتم دارد ولی نمی تواند آن را در جایی منفجر کند، چرا که رقیبش (آمریکا) دویست برابر او بمب اتم دارد.اما این بمب در چانه زنی ها هم به کار کره نمی آید.پیونگ یانگ زمانی می تواند بمب هسته ایش را پوئن مثبت به حساب آورد که بتواند میان گزینه ها و حالات مختلف بهترین انتخاب را داشته باشد. اما کره علاوه بر منابع داخلی، تمامی حیثیت بین المللی خود را بر سر بمب اتم گذاشته است و هیچ چاره ای ندارد جز این که با بمبش معامله کند و نهایتاً این که مجبور به تحویل بمبش می باشد و در مقابل باید به هر خواسته ی تنها طرف مذاکره تن در دهد.البته هر چیزِ هرچیز که نه!!!! کره شمالی مجبور است بالاخره بمبش را تحویل دهد و چه بسا هیچ چیز هم نصیبش نشود!

چه باید کرد؟

بسیار ساده است! اعتماد سازی، اعتماد سازی، اعتماد سازی. دقیقاً همان کاری که دیپلمات ها و سیاستمداران عصر اصلاحات انجام می دادند و دقیقاً همان کاری که در تبلیغات عوامانه از آن به عنوان سیاست منفعل یاد می شد( و هنوز هم گاهی اوقات می شود)

اعتمادسازی تا کجا؟

دوباره به ژاپن برویم. خاطرتان هست که گفتیم ژاپن را بعد از جنگ جهانی دوم به عنوان کشور یاغی می شناختند؟ اما همین ژاپن به انرژی صلح آمیز هسته ای دست پیدا کرد.آن هم از طریق اعتماد سازی مبادا گمان کنید اعتمادسازی ژاپن یک سال یا دو سال طول کشید. ژاپن بیست سال تلاش کرد تا جامعه ی جهانی را متقاعد کند که نیازی به بمب اتم ندارد.

وانگهی ایران به هیچ وجه در صحنه ی دیپلماسی جهان در وضعیت بسیار بدی که ژاپن قرار داشت، قرار ندارد، بلکه به مراتب وضعیت بهتری نیز دارد.

اعتمادسازی؟چگونه؟

بسیار ساده است! اگر جامعه ی جهانی مطمئن شود که شما دندان زهر ندارید، در مسائل داخلی دیگر کشورها مداخله نمی کنید، کاری به روابط میان دول دیگر نخواهید داشت، قصدتان هیچ کشوری از نقشه ی جهان نیست، در آن صورت مطمئن می شود که شما اساساً به بمب اتم نیاز ندارید.

متاسفانه نگاهی به سیاست گذاری های کلی در عرصه ی سیاست خارجی ما را منحصر در دو نتیجه ی محتمل می کند:یا باید در قوه ی عاقله ی دستگاه دیپلماسی کشور تردید نمود یا در این که انرژی هسته ای و رفاه ملی به صورت تواماً دغدغه ی ما هستند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 8:1  توسط محمّد منصوری بروجنی  | 

انجمن اسلامی چه می خواهد؟ اگرچه پیش نیاز این پرسش آن است که بدانیم انجمن اسلامی چیست، ولی با توجه به شرایط فعلی ترجیح می دهم از ماهیت انجمن عبور کنم و به هدف آن بپردازم.

خطای غفلت از مفاهیم بنیادین

پدیداری این پرسش که انجمن اسلامی چه می خواهد تا حد زیادی معلول زندگانی ده سال اخیر جریان(جنبش) دانشجویی می باشد.جنبش دانشجویی که از سال تحصیلی 76-1375ماه عسلش آغاز شد فراموش کرد که چه لوازمی  تدارک دید و چه تمهید مقدماتی کرد تا بدان نقطه رسید.انجمن های اسلامی دانشجویان به عنوان نماد جریان متشکل دانشجویی بعد از پیروزی دوم خرداد، ترجیح دادند که فقط به ماه عسل بروند.میتینگ ها،تجمعات، بیانیه ها و قطعنامه ها مداوم و پیاپی صادر می شدند.همه این ها فعل و عمل بودند و عمل گرایی بدن عطف به مفاهیم و اندیشه های بنیادین، از یک تشکیلات منسجم، خانه ی عنکبوت می سازد.خطای غفلت از مفاهیم بنیادین،عواقب خودش را نشان داد؛ اما نه زود و فوری چرا که هنوز دانشجویانی صاحب نظام فکری از نسل پیش از 76 در دانشگاه و تشکیلات حضور داشتند.ولی با فارغ التحصیل شدن دانشجویان قدیمی و سکاندار شدن عملگراهای بی بنیاد، تشکیلات استحاله شد و »خود« را گم کرد.ایجاد و گسترش تفرقه در دفتر تحکیم هم سه دلیل داشت»:خلط روش و ارزش، خلط راهبرد و هدف و غفلت از اصول اولیه و ثانویه ی بنیادین«

اصل اولیه

اصول اولیه و ثانویه انجمن اسلامی مشخص بود، اما عطف بیش از حد به عمل بر آن ها غبار فراموشی نشاند و ما را نیازمند تعریف و تبیین مجدد کرد.

در یک نظام الهی، هدف سعادت انسان است و سعادت انسان محقق نمی شود جز در رسیدن به خدا. در نظام مطلوب آن چه اصالت دارد خداست.خدا اصل اصول و ارزش بالذات یک مجموعه الهی است.ما معتقدیم برای هدایت بشر به این هدف غایی،خداوند صراطی به ما نشان داده است که آن چیزی نیست مگر دین اسلام.اسلام برنامه ی ماست برای ایصال الی المطلوب.انجمن های اسلامی هم از ابتدا برای اسلام تشکیل شدند و راهبرد خود را در ابتدای تشکیل احیای شعایر و نمادهای دین اسلام قرار دادند.بسیار جالب است که بدانید نخستین اقدام انجمن اسلامی دانشگاه تهران در سال 1321 و پس از ایجاد، تعطیل کردن مشروب فروشی دانشگاه وپس از آن اقامه ی نماز جماعت در دانشگاه بود.

اصول ثانویه

مشخص شد که اصل خداست، اما اصولی که دین باوری، عدالت طلبی و دموکراسی خواهی (با بیان پراکسیستی) یا به طور موجز معنویت، عدالت، آزادی (با بیان بنیادین) خوانده می شوند؛ چه هستند؟

معنویت، عدالت و آزادی »اصول روشی« هستند.بدین معنا که اصل ها اموری هستند ذومراتب و مشکک.اصل در معنای خالص و سره ی خودش و بدون ذرّه ای تقریب(همان گونه که گفته شد) خداست.اما در راه رسیدن به خدا و تحت برنامه ی اسلام، روش هایی تعریف می شوند که ارزشی فراتر از روش دارند.علت آن هم مشخص است.روش ها موجّل و موقتند.اما روشی که از استمرار و عمر بیشتری برخوردار باشد ارزش بیشتری دارد.معنویت ،عدالت و آزادی بالذّات روش هستند که به دلیل این که سال ها ی سال (چه بسا بیشتر از زندگانی من و شما) عمر می کنند در زمره ی اصول قرار می گیرند.اصولی ثانویه به جهت مشخص کردن سبیل های هدایت در صراط مستقیم نیل به خدا.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 12:22  توسط محمّد منصوری بروجنی  | 

1.    هر که مرا طلب کند ، می یابدم ، هر که مرا یافت ،می شناسدم، هر که مرا شناخت، عاشقم می شود ...

2.    تقدّس به ذات نیست. یعنی آقای ایکس ، خانم ایگرگ از روز تولد روی پیشانی شما ننوشته اند علیه السلام یا درج نکرده اند ابولهب بریده دست، نه فقط تقدس، نه فقط تعهد بلکه هزار و یک صفت سمپاتیک و جذاب دیگر را توی ژن شما نگذاشته اند . این شما هستی که این ها را خلق می کنی.

3.    آمار کشته شدگان تصادفات جاده ای را دارید؟فکر کنم سال گذشته هجده هزار نفر بود. ده برابر دانشجوهای همین پردیس خودمان. آمار کشته شدگان سقوط هواپیما را چه طور؟ من که ندارم امّا «تصاعدی بالا می ره». آمار کشته شدگان دعواها، سرقت ها ی مسلحانه و ... را چه طور؟ آمارِ....

4.    اگر دانشجوهای دانشکده فنی روز شانزدهم آذر 32 بی خیال می شدند و سر کلاس ها می نشستند ، چه اتفاق مهمی می افتاد؟سه تا جوان بی گناه کشته می شدند و بعد؟هیچی دیگر آن سه نفر شاید توی بستر و بعد از مدت ها زمینگیری بر اثر کهولت می مردند.

5.    ....و هرکس که عاشقم شد،عاشقش می شوم و  آن که را عاشق شدم ، می کشم و آن که را کشتم ، پس خودم خونبهایش هستم»

6.    دست به دعا برداریم: اوّل دها کنیم که غرقه به خون بمیریم . دوم آن که خونمان را خدا بخرد . خون زیاد است ، خون بهایشان خدا نیست . یعنی حقیقتش این است که روضه الشهدا داریم ، روضه القتلا نداریم . چه طور باید گفت که هر کشته ای لزوماً کشته ی خداخواست نیست ؟ این خون ها مقدس نیست . خونی مقدس است که ارزشش خدا باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:35  توسط محمّد منصوری بروجنی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

به سان رود

که در نشیب دره سر به سنگ می زند

رونده باش

1-هر چند نظم کنونی ایرانشهر اسلامی که پس از انتخابات تیر ماه 84 پدید آمده است ، نا بخردانه تکثر صداها و چند پارگی عقاید و سلایق را امری مذموم می شمارد و حاکمیت یکدست در همه ی امور از پایه ای ترین آن ها تا رو بنایی ترینشان از دین گرفته تا سیاست خارجی ، از حکومت بر مردم گرفته تا نظارت بر مطبوعات ، تنها قرائت خویش را به رسمیت می شناسد و به عبارتی تمرکز را در تمام سطوح جاری می سازد ، انجمن اسلامی دانشجویان پردیس قم به عنوان تشکلی غیر حکومتی  و بر آمده از توده های مردم ،در مسیر حرکت خویش دست از نو اندیشی و روشنفکری دینی بر نخواهد داشت .

در همین راستا و به دلیل غفلت چندین و چند ساله از تئوریزه کردن مفاهیم بنیادین و جهت دار ساختن فعالیت های دانشجویی است که شورای مرکزی جدید ، درطول دوران مسئولیتش ،خط مشی خویش را ، احیای فکری و تئوریک مجموعه ی انجمن و سایر دانشجویان قرار خواهد داد.

2-شانزدهم آذر ماه یاد آور خاطره ی سه آذر اهورایی است که به دست ایادی کاپیتالیسم تمامیت خواه و استعمارگر به خاک و خون کشیده شدند ، امروزه یاد آوری شانزدهم آذر ماه نه برای چماق کردنش در برابر یک رژیم دیکتاتور است و نه به عنوان مصداق عینی آیه بای ذنب قتلت . امروز شانزدهم آذر ماه برای دانشجویان فکوری  که دغدغه هایی غیر از دغدغه های روزمره دارند ،نماد حرکت آرمانخواهانه و متعهد دانشجویانی  است که وجدان بیدار جامعه شدن برایشان یک تکلیف دینی به شمار می رود .

دانشجویان 16آذر 1385 نباید از یاد ببرند که در جامعه ای که رشد نیافتگی و باری به هر جهت بودن سیاسی ،بیدادها می کند .در جامعه ای که مدنی بودن و ساختاری شدن هنوز ترجیح نیافته است بر توده ای ماندن و در جامعه ای که احزاب یا نیستند یا تریبون ندارند ،یا دولتی اند و برای حفظ قدرت می کوشند،در این جامعه دانشگاه به غیر از تولید علم و نظریه ، رسالت قیومیت و مدیریت سیاسی توده های مردم را برای حفظ جامعه در مسیر تکامل نهایی اش نیز بر گردن دارد. بر دانشجویان است که آگاه و فعال بودن را تکلیف دینی و مسئولیت الهی خویش ببینند و با رجوع به تاریخ، مرور کنند درسی را که تغافل نخبگان و رخوت آگاهین به جامعه داده است.

3-تجربه ثابت کرده است کشور ایران هر چه قدر انتخاب مدار نباشد ، مملکت انتخابات خیزی است و در شرایطی که حتی حداقل واجب برای برگزاری یک انتخابات دموکراتیک و رقابتی وجود ندارد، منتخبین غیرحقّانی، قانونی می شوند و به همین دلیل مبرهن است که انجمن اسلامی پردیس قم یکایک دانشجویان را به شرکت گسترده در انتخابات فرا می خواند و اعلام می کند تحریم انتخابات حرکتی کاملاً غیر عقلانی و غیر منطقی است.

دانشجویان باید دوباره حلقه ی واسط نخبگان و توده ها شوند تا حماسه ای دیگر از مشارکت عمومی و همبستگی مردم رقم بخورد و شوراها به عنوان دموکراتیک ترین نهاد ممکن الوجود، تریبون خواسته ها و علایق ملی بشوند.

امید هیچ معجزی ز مرده نیست

زنده باش.

                                                      والسلام علی من اتبع الهدی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 10:38  توسط محمّد منصوری بروجنی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 15:8  توسط   | 

لینک مهم !

آقای مذهب ایران دسته گل به آب داد

http://alpr.30morgh.org/

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 16:30  توسط   | 

انتخابات شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان پردیس قم روز سه شنبه ۳۰ آبان برگزار شد.در این انتخابات خانم ها فتانه اسماعیلی-منیره زائری-زهرا تجویدی و آقایان هادی نوری-مرتضی احمدی-میثم فرحزادی و محمد منصوری بروجنی به عنوان اعضای شورای مرکزی و آقایان سامان موحدی راد و محسن نوروزی به عنوان اعضای هیئت رئیسه شورای عمومی برگزیده شدند.

در نخستین جلسه ی شورای مرکزی مسئولیت ها به شرح زیر تقسیم شد:

دبیر تشکیلات:هادی نوری

قائم مقام تشکیلات و نماینده ی انجمن در هیئت رئیسه ی شورای عمومی:زهرا تجویدی

دبیر سیاسی:محمد منصوری بروجنی

دبیر مالی:منیره زائری

روبط عمومی:میثم فرحزادی

دبیر فرهنگی:مرتضی احمدی

دبیر مطالعه و تحقیق: فتانه اسماعیلی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 8:40  توسط   |