|
بهارهای شگفتی در راهند فردا گلی می شکفد که بادها را پرپر خواهد کرد
|
تمام قصه ها و حکایت ها از یک جا شروع می شود از سوژه! یک موضوع خوب ! برای یک روزانه نویس هم اخلاقاً مهم نیست که برای این سوژه چه ها که نشده ، مهم حال است و حال می گوید یک سوژه ی خوب داری که اگر نجنبی پریده!
و حالا تا چند روز یک سوژه ی خوب وجود دارد: امام زمان! امام زمان یعنی امام زمان دیگر، یعنی امام زمانِ حال، یعنی امامی که اهل حال است مثل فرزاد حسنی!مثل ویژه نامه ی نسل سوم جام جم! مثل بنیامین بهادری! مثل هدیه تهرانی! مثل هزار و یک مانکن دیگر!
تازه این صفت زمان یک نتیجه ی اخلاقی دیگر هم دارد و آن این است که امام هست! بله امام آخرالزمان هست چون که تمام ادیان اعتقاد به وجود موعود دارند، امام زمان هست چون که هزار و یک فیلم تولید شده که دارند به مفهوم آن چه که ما مهدویت می گوییم می پردازد و آن هم در جهت مخدوش کردن چهره ی موعود شیعیان! نه صبر کن آقای روشنفکر، خانم روشنفکر ، قرار نشد برنجی تا آخرش را بخوان !پسر هیئتی دختر مسجدی تو هم همین طور! بله امام زمان هست چون آمریکا عراق را اشغال کرده است و اصلاً اوّلین سوالی که در بازجویی هایشان از شیعیان می پرسند این است که :«مهدی کجاست؟» امام زمان هست چون که از هزار و یک عالم شیعه نقل کرده اند که با ایشان دیدار داشته اند، امام زمان هست ...
امام زمان می آید و بعد چه می شود؟ همه ی سلاح ها را از کار می اندازد پس محض احتیاط و برای آمادگی همه در خانه شمشیر داشته باشید! تا چه کار کنید؟تا آن قدر شمشیر بکشید و آدم بکشید که شمشیرتان از خون سیراب شود و عدل و صلح و امنیت و رفاه و انترناسیونالیسم، ببخشید، امت واحده به ارمغان بیاید
و دیگر چه می دانیم؟ این معرفتی است که من از امام زمانم دارم البته با یادآوری یک نکته ،معرفت هایی که جویده در دهانم گذاشته اند!
اگر هم بخواهم در این معرفت ها شک بیاورم کافر شده ام!
ولی مرگ یک بار شیون هم یک بار بگذار شک بیاورم! آقای عزیز تمام این دلایلی که شما می گویید برای وجود امام زمان سلبی است؛می دانی سلبی یعنی چه؟یعنی اگر فیلم نسازند، اگر عراق را اشغال نکنند، اگر در دین های اشرافی ساخته ای چون بودایی و زرتشتی به مفهوم موعود اشاره نشود، شما چه دلیل دیگری داری ؟هیچ! تازه تمام روایاتی که می گویند درعصر غیبت می شود امام زمان را دید 3 تاست.بله سه تا نه سی تا، نه سیصد و سیزده تا، نه سیصد هزارتا، که آن را هم اهل علم می گویند ضعیف است،یعنی هیچ! باد هوا!و عوضش روایات قرص و محکمی که می گویند اگر کسی در عصر غیبت ادعای دیدار کرد فکذّبوه
امام زمان می کُشد برای چه ؟برای دین پیغمبری که رحمه للعالمین است! و اصلاً یک سوال، اگر همه ی کج اندیشان هم کشته شوند، اندیشه ی کج که نمی میرد! اندیشه ی کج می تواند دوباره در ذهن نسل سوم انقلاب جهانی ریشه بدواند و آن وقت حتماً یک کشتار دیگر که شمشیرها از خون سیراب شوند!نتیجتاً هر سی سال یکبار در دوره صلح و رفاه مطلق یک کشتار بزرگ داریم.
باید متاسف باشیم که سال هاست امام زمان مثل انرژی هسته ای شده یک تبلیغ سیاسی که بودجه را دوساله ببندند و شده یک سوژه که به سوی ظهور بسازند و خدا رحم کرده که با اعتقاد مردم سر و کار دارد اگر نه مثل انرژی هسته ای گرفتار سرویس پیام کوتاه می شد......
توی قاب خیس این پنجره ها، عکسی از جمعه ی غمگین می بینم، چه سیاهه به تنش رخت عزا، تو چشاش ابرای سنگین می بینم، داره از ابر سیا خون می چکه، جمعه ها خون جای بارون می چکه
نفسم در نمی یاد، جمعه ها سر نمی یاد، کاش می بستم چشاما، این ازم بر نمی یاد، داره از ابر سیا خون می چکه، جمعه ها خون جای بارون می چکه
عمر جمعه به هزار سال می رسه، جمعه ها غم دیگه بیداد می کنه، آدم از دست خودش خسته می شه، با لبای بسته فریاد می کنه، داره از ابر سیا خون می چکه، جمعه ها خون جای بارون می چکه
جمعه وقت رفتنه، موسم دل کندنه، خنجر ازپشت میزنه، اون که همراه منه، داره از ابر سیا خون می چکه، جمعه ها خون جای بارون می چکه

لایحه ی نظام جامع انتخاباتی در حالی تقدیم مجلس شده است که چندین ماده ی جنجال برانگیز در آن درج شده است.اما جنجال برانگیزترین آن ها،ماده ی 51 است.اگرچه حسن این ماده و ماده ی دیگری که مراجع چهارگانه را برای تایید صلاحیت نام برده ،این است که بر اعمال شورای نگهبان قانون حاکم می شود، امّا شروط مفصل آن راه را بر خوشبینی بسته است.
حرف در اینجا حرف قانون نیست بلکه حرف قانون گذاران است.شاید اگر کمی به عقب بر گردیم موضوع روشن تر شود.
در انتخابات ریاست جمهوری 84، حدود 170 نماینده ی مجلس از هاشمی رفسنجانی حمایت کردند و در شهریورماه همان سال محمد قوچانی،سردبیر ارگان دوگانه ی لیبرالیسم و محافظه کاری ایران اسلامی، یعینی روزنامه ی شرق در مقاله ای با عنوان عصر جدید که در سیاست نامه ی همان روزنامه منتتشر شده بود به صورتبندی جدید نیروهای سیاسی پرداخته بود. در این صورتبندی جریانی که بیشترین وزن سیاسی در ائتلاف و هم چنین بیشترین برش در میان مردم را داشت، جریانی نبود جز جریان اعتدال گرا.جریانی با دو بال محافظه کار و اصلاح طلب:حزب اعتدال و توسعه و حزب کارگزاران سازندگی.جریانی با پدرخواندگی هاشمی رفسنجانی، پدرخوانده ای مقتدر که حتی امثال عبدالله نوری را زیر سایه ی خود آورده.
و اینک اوّلین آزمون و شاید یکی از بزرگترین آزمون ها برای این جریان اعتدال گرا پیش آمده است.آزمونی که پرسش های بسیاری را پاسخ می گوید :آیا اساساً نیرویی به نام نیروی اعتدال گرا وجود دارد؟ آیا برای این جریان خط قرمزی به نام دموکراسی وجود دارد؟آیا این نیرو جریان متحدی با تز سیاسی مشخص، اقتصاد سیاسی معلوم و اغضا و هواداران پایدار است یا این که مثل جبهه ی اصلاحات کاروان شتریست که هر شترش سر به کاروانی دیگر دارد،جبهه ایست که حول عقاید شکل گرفته است یا پیرامون افراد؟
این ها پرسش هایی هستند که بسیاری از آن ها در بررسی لایحه ی نظام جامع انتخاباتی در مجلس صریحاً پاسخ گفته می شوند،چرا که گمان می کنم جریان اعتدال گرا حدود 170 نماینده در مجلس دارد،اگر چه برای روشن بینان جواب این پرسش ها مبرهن است.
لایحه ی نطام جامع انتخابات تقدیم مجلس شده است، اقدامی در خور تحسین برای رفع نقص موجود در این زمینه.امّا مثل همه ی قانون هایی که تصویب شده اند یا قرار است تصویب بشوند؛ و همین طور مثل بسیاری از لوایح دولت نهم بی حرف و حدیث نبوده است و نخواهد بود.بد نیست بعضی از این مواد را با هم مرور کنیم:
ماده 50 – درانتخابات ریاست جمهوری انتخاب شوندگان علاوه بردارابودن شرایط عمومی مذکور در ماده49 باید مدارک زیر باشند
3- آشنایی با مسایل سیاسی داخلی وبین المللی .
4 – آشنایی با سیاستهای دفاعی وامنیتی کشور .
5 – پای بندی به ترویج دین و اخلاق .
6 – پای بندی به حق وگسترش عدالت .
7 – داشتن روحیه آزاد منشی وحفظ حرمت و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است .
8 – معتقد به استقلال سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی کشور .
9 – داشتن زمینه امانت ، پارسایی و فداکاری برای امانتی که ملت به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه به وی خواهد سپرد .
10 – توانایی اداره امور اجرایی کشور وایجاد هماهنگی بین دستگاههای اجرایی و سایر قوا .
11 – داشتن برنامه در زمینه های کلان سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور .
تمام شرایط موجود در بندهای 3 تا 11 به رغم همه ی تفاوت هایی که دارند یک شباهت اساسی دارند، ابهام و کلّی گویی.شباهتی که چندان دوست داشتنی نیست و به ویژه برای قانون نقیصه ای بزرگ به حساب می آید. حتی دانشجویان سال اوّلی رشته ی حقوق بارها این معنا را زیر دندان هایشان مزمزه کرده اند که در قانون از کلی گویی و ابهام که موجب برداشت های موسع و در نتیجه تضییع حقوق شهروندان می شود باید گریخت، به ویژه که بر سر گنج پیروزیِ انتخاباتی (در کشور ایران و با رویه ی موجود) ماری به اسم شورای نگهبان خوابیده است.
ای کاش به جای پیش بینی شروط بی مفهوم و بدون مصداق بندهای دوم و سوم قانونی می گذراندیم که رئیس جمهور را موظف به داشتن گروه مشاوران متخصص و زبده در زمینه هایی اساسی و حتی اعم از موضوعات بند 3 و 4 می کرد.
در مورد بندهای 5 تا 8، فقط همین را می شود گفت که حتی طبق اعتقادات شیعه بیش تر از خدا و ولی زمان لزومی ندارد که کسی دیگر از عقاید افراد با خبر باشد.تفتیش عقاید هم که طبق اصل بیست و سه ممنوع.....
و اما بند 11، بهتر نبود که به جای پیش بینی این شرط معلوم الحال نامزدها را موظف به داشتن حمایت دست کم یکی از احزاب فراگیر کشور می کردیم؟ با تصویب این بند احتمالاً از دوره ی آینده ی ریاست جمهوری، شورای نگهبان تقاضای برنامه های نامزدها را هم بکند و عده ای هم به بهانه ی مباینت برنامه ها با شرع رد صلاحیت شوند.خدا را چه دیدید!!!!
ماده 57 - اشخاص زیر از داوطلب شدن در کلیه انتخابات محرومند .
2- کسانی که به تشخیص مراجع ذیصلاح در جهت تحکیم مبانی رژیم سابق نقش مؤثر و فعال داشته اند و نیز وابستگان به رژیم سابق از قبیل اعضای انجمنهای شهر و شهرستان و استان ، وابستگان به تشکیلات فراماسونری ، هیأت رئیسه کانونهای حزب رستاخیز و حزب ایران نوین ، نمایندگان مجلسین سنا ، شورای ملی سابق و مأموران ساواک .
3- اعضای احزاب ، گروهکها و سازمانهایی که غیرقانونی بودن آنها از طرف مراجع صالحه اعلام شده باشد .
هنوز هم که هنوز است برای من این سوال بزرگ مطرح است که مراجع ذیصلاح و صالحه کدامند؟
ماده 102-تبصره – نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می تواند درهر حوزه انتخابیه گزارشهای مردمی ارزیابی شده در مورد داوطلبان را در مهلت رسیدگی به صلاحیت داوطلبان به هیئتهای اجرایی ونظارت ذی ربط ارسال نماید. هیئتهای مزبورموظف به رسیدگی به این گزارشها هستند.
.....................................................................................................................................................................................؟؟!
ماده 118-14- تبصره 1 – ستادهای انتخاباتی نامزدها موظف اند قبل از برگزاری هر اجتماع موافقت فرمانداری یا بخشداری ذیربط را اخذ نمایند .
همان طور که می دانید فرمانداری و بخشداری از مناصب سیاسی هستند که به نظر هیئت حاکم بر دولت تعیین می گردند و اگر این ادارات سیاسی به هر دلیلی از موافقت خودداری کردند؟ حداقل می بایست دلایل عدم موافقت در همین ماده احصا می شد و یا مرجعی برای اعتراض به عدم موافقت فرماندار پیش بینی می شد.
ماده 121 - تنها گروهها و احزاب سیاسی مجاز که پروانه فعالیت آنان از طریق وزارت کشور صادر شده باشد می توانند در فعالیتهای تبلیغات انتخاباتی به نفع نامزدها شرکت کنند ویا از اسامی آنان استفاده شود .
تنها چیزی که در مورد این ماده به نظر می رسد این است که تنها هدف از تنظیم آن ترور عملی احزاب اپوزیسیونی نظیر نهضت آزادی می باشد.
ماده 125 – نامزدها می توانند برای هزینه های تبلیغاتی از راههای زیر کسب درآمد نمایند :
1 – درآمد شخصی یا کمک خویشاوندان درجه یک ( پدر ، مادر ، خواهر ، برادر ، همسر و فرزندان )
تبصره : بستگان نامزدها حق دریافت کمک از اشخاص دیگر را ندارند .
2 – کمک احزاب وتشکلهای سیاسی مجاز به هر میزان .
3 – کمکهای مردمی اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی هر یک حداکثر 000/000/5( پنج میلیون ) ریال .
تبصره 1 – کمکهای یادشده نباید از راههای غیر مشروع و غیر قانونی تحصیل شده باشد .
تبصره 2 – از هیچ منبع خارجی تحصیل درآمد نشده باشد .
تبصره 3 – مشخصات کمک کننده ومیزان مبلغ دریافتی از وی ثبت شده وقابل ارایه باشد .
تبصره 4 – تحصیل درآمد از وزارتخانه ها ، نهادها ، شرکتها و سازمانهای یادشده در بند 7 ماده 118 به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ممنوع است .
ماده 126- مطبوعات و نشریات حق ندارند آگهی یا مطلبی علیه نامزدهای انتخاباتی درج کنند و یا برخلاف واقع انصراف نامزد یا نامزدهایی را اعلام نمایند . در این صورت نامزدها حق دارند به نشریه پاسخ دهند ونشریه مزبور طبق قانون مطبوعات مکلف به چاپ فوری آن در مهلت مجاز تبلیغات می باشد .
سوال:آیا مطبوعات حق نقد برنامه ها و صحبت های نامزدها را ندارند؟ با توجه به عبارت حق ندارند به نظر می رسد در این جا تعریف جرم صورت گرفته است، هرچند هیچ ضمانت اجرایی برای آن فرض نشده است.
ماده 130 - نام و نشانی چاپخانه و تاریخ چاپ باید ذیل آگهی تبلیغاتی درج شود . با متخلفین طبق قانون نظام صنفی رفتار خواهد شد.
در شرایط فعلی، می تواند مورد سوء استفاده ی گروه های فشار قرار گیرد.
ماده 133 - برنامه تبلیغات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و مجلس خبرگان قبل از پخش از صدا و سیما باید ضبط و پس از تأیید کمیسیون پخش شود .
و اگر کمیسیون تایید نکرد؟
ماده 51 - داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری هنگام ثبت نام باید در خصوص داشتن شرایط بندهای 3 الی 11 ماده 50 تأییدیه افراد زیر را مشروط به آنکه در میان آنان اسامی تکراری نباشد ،ارائه نمایند :
الف – پنجاه ( 50 ) نفراز نمایندگان مجلس شورای اسلامی از بیست ( 20 ) استان کشور .
ب – بیست ( 20 ) نفر از نمایندگان مجلس خبرگان از ده (10 ) استان کشور .
ج – صد ( 100 ) نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی یا محققان و پژوهشگران
دارای مدرک دکتری از ده ( 10 ) استان کشور .
د – ده ( 10 ) نفر از قضات عالیرتبه دارای گروههای 7 و 8 قضایی .
ه - پنجاه ( 50 ) نفر از مدیران ارشد کشور که سابقه مدیریت درسطح معاون وزیر یا پستهای همطراز را داشته باشند .